گفتنی ها

گفتنی ها را باید گفت

گفتنی ها را باید گفت

گفتنی ها

امر کن بی خانمانت می شویم
راز بگشا محرمانت می شویم
تو سلیمان جهانی رهبرم
هدهد نامه رسان ات می شویم

طبقه بندی موضوعی
پربیننده ترین مطالب

۱۹:۵۵۲۷
مرداد

این روزها وقتی شاهد خشونت پلیس آمریکا علیه مردم عادی به بهانه ی سیاه پوست بودن را می بینم نگران حقوق بشر در آمریکا می شوم. واقعا سیاه پوست بودن په جرمی دارد که بخاطرش آدمی باید جانش را از دست بدهد. آیا کسی نیست که نگران مردم بیگناه آمریکا باشد؟ پس کجاست عدالتی که در جهان هزاره سوم می بایست بشر را به سعادت می رساند؟ پس کجاست حقوق پایمال شده ی سیاه پوستان آمریکایی که سالهای گذشته سرزمین مادریشان به دست سفید پوستان اروپایی دزدیده شد؟ این سفید پوستهای آمریکایی انگار فراموش کرده اند که در ملک دزدی نشسته اند و صاحبخانه را اینگونه مورد هجمه قرار می دهند!!! چرا در این نظم نوین جهانی خبری از عدالت و حقوق بشر دیده نمی شود؟ چرا در این دهکده ی بزرگ هرکس زورگویی اش از بقیه بیشتر بود باید خانه ی دیگری را غصب کند؟ این چه سعادتی است که برای بشر رقم زده اند؟ آیا به جز این است که آن جانی های بالفطره فقط خود را بشر می دانند و دیگران را موجودات دو پای هوشمند؟

معلوم نیست حقوق بشر و عدالت را کجای نظم نوین جهانیشان کار گذاشته اند که به مظلومان جهان که می رسد، کار نمی کند!


ما نگران حقوق بشر در آمریکا هستیم

We're worried about Human Rights in America

فاطمه فضیلت پور
۱۶:۲۵۲۶
مرداد

این روزها برخی ادعاها را از زبان رییس جمهور محترممان می شنویم که فقط درحد ادعا و حرف است و هیچ اثری از این ادعاها در دنیای واقعی نمی بینیم. مثلا آقای رئیس جمهور جناب آقای روحانی فرمودند که «دیوار تحریم ها ترک برداشته است» و در حال متزلزل شدن است اما نه تنها تحریمی برداشته نشده است بلکه تحریم های جدید هم وضع شده است و این یعنی بدتر شدن اوضاع. یا در جای دیگری از سخنانشان می فرمایند که «تورم را مهار کرده اند» ولی ما کماکان شاهد تورم در خرید مواد اولیه برخی کارخانه ها هستیم. البته اگر هم موفق به مهار تورم بشوند جای تعجب ندارد چون همانها که باعث بوجود آمدن تورم بودند اکنون از دوستان نزدیک آقای روحانی هستند و حیف است که هوای دوستشان را نداشته باشند. و اگر تورم به روند صعودی خودش ادامه می داد جای تعجب داشت. که البته آن بخش از تورم که مربوط به دوستان آقای روحانی بوده مهار شده اما بخش دیگرش که خارج از دست آنهاست به روند خودش دارد ادامه می دهد (درواقع دولت محترم هیچ کار شاقی نکرده است). یا در جای دیگری از صحبتهایشان که میفرمایند «ما از انتقاد استقبال می کنیم» بعد می بینیم که منتقدین را بی سواد و جیره خوار و هزاران برچسب دیگر بر آنها می زنند و اخیرا هم که به جهنم پستشان کرده اند. و ما در عجبیم از این استقبال!

و در این میان متشکریم از مقام معظم رهبری که در سخنانشان به مردم نشان دادند که آنطوری که آقای روحانی در سخنرانی هایشان می فرمایند ، موافق توافقات هسته ای نیستند. و متشکریم از آقا که واقعیت ها را بیان فرمودند. در زیر توجه شما را به بیانات ارزشمند مقام معظمی در این خصوص جلب می کنم:

در گذشته میان مسئولان ما و مسئولان آمریکا هیچ ارتباطی نبود اما در یک سال اخیر بخاطر مسائل حساس هسته‌ای و تجربه‌ای که مطرح شد انجام بشود، بنا شد مسئولان تا سطح وزارت خارجه تماس‌ها، نشست‌ها و مذاکراتی داشته باشند اما از این ارتباطات نه تنها فایده‌ای عاید نشد بلکه لحن آمریکایی‌ها تندتر و اهانت‌آمیزتر شد و توقعات طلبکارانه‌ی بیشتری را در جلسات مذاکرات و در تریبون‌های عمومی بیان کردند. رهبر انقلاب افزودند: البته مسئولان ما در نشست‌ها در جواب طلبکاری آنها، جواب‌های قوی‌تر و گاهی گزنده‌تر دادند، اما در مجموع معلوم شد مذاکره برخلاف تصورات برخی‌ها، به هیچ چیز کمک نمی‌کند. رهبر انقلاب در همین زمینه، افزایش تحریم‌ها را مورد اشاره قرار دادند و گفتند: آمریکایی‌ها نه تنها دشمنی‌ها را کم نکردند بلکه تحریم ها را هم افزایش دادند! البته می‌گویند این تحریم‌ها، جدید نیست اما در واقع جدید است و مذاکره در زمینه‌ی تحریم هم، فایده‌ای نداشته است. ایشان افزودند: البته در زمینه‌ی ادامه‌ی مذاکرات هسته‌ای، منع نمی‌کنیم و کاری که دکتر ظریف و دوستانشان شروع کردند و تا امروز هم خوب پیش رفتند دنبال می‌شود اما این، یک تجربه‌ی ذیقیمت دیگر برای همه بود که متوجه شویم نشست و برخاست و حرف زدن با آمریکایی ها، مطلقاً تأثیری در کم کردن دشمنی آنها ندارد و بدون فایده است. رهبر انقلاب در تبیین ضررهای ناشی از مذاکره با آمریکایی ها افزودند: این کار ما را در افکار عمومی ملت‌ها و دولت‌ها به تذبذب متهم می‌کند و غربی‌ها با تبلیغات عظیم خودشان، جمهوری اسلامی را دچار انفعال و دو گانگی جلوه می‌دهند. ایشان همچنین ضرر دیگر نشست و برخاست با آمریکا را ایجاد زمینه برای طرح توقعات جدید از سوی آنها دانستند.

منبع: سایت مقام معظم رهبری

فاطمه فضیلت پور
۰۰:۰۵۱۵
مرداد

آی اسرائیل، شرم بر تو باد که یک سوم سربازانی که از آنها شکست خوردی کودک و نوزاد بودند.


Hey Israel, sham on you, you are defeated from the army that one third of its garrison were Children.
فاطمه فضیلت پور
۱۲:۴۴۱۴
مرداد

حرف اول: اسرائیل در شکستی مفتضحانه عقب نشینی کرد و مقاومت برای سومین بار پیروز شد. ضمن تبریک به نیروهای مقاومت و مردم قهرمان فلسطین بخاطر ایستادگی مثال زدنی اشان، به همه مادران و زنان و مردان نوار غزه بخاطر از دست دادن عزیزانشان تسلیت می گویم. مرا در غمشان سهیم بدانند. اما امروز در خبرها جرقه ی جنگی دوباره علیه فلسطینی ها، و اینبار در کرانه ی باختری زده شده. امیدوارم مردم کرانه باختری نیز همچون مردم نوار غزه مقاومت کنند و به پیروزی دست یابند. تا ریشه ی اسرائیل جنایت کار برکنده شود. برای همه ی آزادگان و مردان مقاوم فلسطینی آروزی توفیق و پیروزی دارم.

حرف دوم: امروز سالروز حمله ی ددمنشانه ی وهابی های مزدور به قبور ائمه ی بقیع هست. این هتک حرمت بزرگ و جنایت آشکار وهابیت رو به همه مسلمانان اعم از شیعه و سنی تسلیت می گویم. شیعه و سنی هیچکدام از شر حملات وحشیانه ی سلفی های وهابی در امان نیستند. این دین که تقلیدی از اسلام برای از بین بردن اسلام است و ساخته و پرداخته ی انگلیسی های روباه صفت است هیچ نسبتی با اسلام ندارد. جالب اینجاست که بدانید اولین کسانی که با این فرقه ی ساختگی مخالفت کردند از برادران اهل سنت بودند. محمدبن عبدالوهاب که سرکرده ی وهابیت است مرد بی اراده و سست عقیده ای بود که هم از طرف برادر خودش -که مذهبشون سنی بود- هم از طرف عبدالوهاب که پدرش بود مورد سرزنش قرار گرفت و ایشان عقاید محمدبن عبدالوهاب را قبول نداشتند و بر علیه او تبلیغ می کردند. و یکی از اعتراضات وهابی ها این است که چرا ما را به اسم دشمنانمان خطاب می کنید، درحالیکه عبدالوهاب دشمن ماست، می گویند ما سلفی هستیم. -که راست هم می گویند، اسم آقای عبدالوهاب بد دررفته این وسط- سلفی ها نه فقط شیعه را قبول ندارند و خون او را مباح می شمارند، بلکه با سنی ها هم دشمن هستند و آنها را مشرک و کافر می دانند و خون سنی هم از نظر سلفی ها مباح است و هرجا ببینند هرکسی به جز سلفی ها را می کشند. آنها قبور ائمه بقیع را ویران کردند و به کربلا هم حمله کردند و ویران کردند و بیش از 5000 نفر از مردم ساکن کربلا را به خاک و خون کشیدند و اموال حرم امام حسین -علیه السلام- را غارت کردند، خداوند لعنتشان کند. جرأت ندارند، و اگر از خروش ملتهای مسلمان شیعه و سنی نمی ترسیدند بارگاه مطهر پیامبرمان، حضرت محمد مصطفی را هم از بین می بردند، کما اینکه مزار شریف پدر حضرت محمد را نابود کرده اند. واقعیت این است که هرکجا علم و اعتقاد قلبی و سازگار با فطرت انسانی باشد انحرافی رخ نخواهد داد، اما آن جاسوس انگلیسی که محمدبم عبدالوهاب را فردی بی اراده و سست عنصر و بدون هیچ اطلاعات درستی از دین مبین اسلام یافت از فرصت سوئ استفاده کرد و فرقه ی انحرافی سلفی را بنیان نهاد. تاسیس این فرقه ی انحرافی با هدف تخریب وجه ی اسلام و خالی کردن آن از درون بود تا آنرا به نابودی بکشانند، اما «یُرِیدُونَ لِیُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ کَرِهَ الْکَافِرُونَ » (سوره مبارکه صف آیه 8) -ترجمه: مى‏خواهند که نور خدا را با دهانهاشان خاموش کنند، و حال آنکه خدا تمام‏کننده نور- یعنى دین- خویش است هر چند که کافران خوش ندارند-

حرف سوم: جناب آقای علی مطهری بار دیگر بر حرفهای گذشته خود در خصوص رفع حصر متهمین فتنه 88 تاکید کرد و گفت: من مدتهاست معتقدم رفع حصر به نفع کشور است، اگر لازم است محاکمه این افراد می تواند به شکل علنی باشد تا اآنها از خودشان دفاع کنند و حرفشان را بزنند و طرف مقابل هم پاسخگو باشد(!!!) ... اگر در ماه های اولیه این محاکمه انجام شده بود این مشکل تا حالا حل میشد.

و این وسط من از آقای مطهری چند سوال دارم. اول اینکه لطفا توضیح دهند منظورشان از طرف مقابل کیست؟ آیا آقای مطهری چنین تصوری دارند که متهمین فتنه ی اسرائیلی-آمریکایی 88 صرفا بخاطر دعوای بین دو طرف است که در حصر به سر می برند؟ و سوال دیگرم اینکه ایشان می فرمایند اگر محاکمه انجام شده بود مشکل تا حالا حل می شد، منظورشان کدام مشکل است؟ این مشکل برای کیست که تا حالا حل نشده است؟ ما که با این حصر مشکلی نداریم. اگر شما مشکلی دارید مربوط به خودتان است. موضوع این است که چند نفر جرمی را مرتکب شده اند و اکنون در حصر هستند. انشاالله به وقتش هم محاکمه خواهند شد. از نظر ما قسمتی از مشکل حل شده است، بقیه اش هم حل خواهد شد، شما عجله نفرمائید

فاطمه فضیلت پور
۱۷:۲۹۱۲
مرداد

دیدن صحنه وداع پدری با تن بی جان فرزند دو ساله اش، بیرون آمدن نوزادی چند روزه از زیر آوار، اشک مادری در فراغ فرزندانش، چشمان بی فروغ مادری که دیگر نمی تواند با نگاهش کودکش را آرام کند، کفن کردن دختر بچه ای سه ساله که وقتی در کفن پیچیده می شود آنقدر کوچک و نحیف است که دلت ریش می شود. دیدن اینها و دست روی دست گذاشتن بسیار سخت است. ای کاش دستمان به جایی بند بود و می توانستیم برای آنها کاری بکنیم.

گاهی بعضی ها می گویند، این فلطسینی ها خودشان مقصرند. اما سوال من اینجاست که گناه کودکان و نوزادان بیگناه چیست که اینگونه باید تاوان تقصیر اثبات نشده ی پدرانشان را پی بدهند؟ واقعا که نشستن و سکوت کردن سخت است. یا صاحب الزمان، فدای دل پردردت، ما نیز عزادار این مصیبت عظمای جهان اسلام هستیم. آقا برایمان دعا کنید اگر خفته ایم بیدار شویم و بتوانیم خفتگان را بیدار کنیم.

لعنت خدا بر رژیم غاصب صهیونیستی، لعنت خدا بر جانی های از خدا بی خبر، لعنت خدا بر رژیم کودک کش که به اسم یهودیت با شیطان همکاسه شده است، لعنت خدا بر کسانی که از این وحشی ها حمایت می کند، لعنت خدا بر سرائیل و حامیان او، لعنت خدا بر اسرائیل و کسانی که به کوچکترین اشاره یا سخنی از او حمایت کرده اند و می کنند.

درود خدا بر مجاهدان راه حق، درود خدا بر بدنهای بیگناه به خون غلطیده، درود خدا بر شهدای جنگ با اسرائیل خونخوار، درود خدا بر بدنهای بیجان کودکان بیگناه فلسطین، سلام خدا بر مقاومت و ایستادگی اش در برابر جنایتهای اسرائیل غاصب، سلام خدا بر زنان و مردانی که در مقابل چنین جنایت کاری ایستاده اند.

فاطمه فضیلت پور
۰۰:۴۷۳۱
تیر
لعنت خدا بر داعیه داران حکومت جهان اسلام که در برابر کشتار وحشیانه ی کودکان و زنان و مردان بیگناه فلسطینی و خونهای پاک به زمین ریخته سکوت کردند و تنها حرفی که از زبانشان بیرون آمد محکوم کردن این حملات وحشیانه بود. لعنت خدا بر رهبران برخی کشورهای به اصطلاح مسلمان که از ریختن خون برادران مسلمان خود هیچ باکی به دل راه نمی دهند. به راستی که در سایه ی سکوت آنها چه جنایت های هولناکی که در فلسطین اتفاق نمی افتد.
می‌زند قهقهه، «القارعه» بر خامی‌شان
خون دین می‌چکد از «دولت اسلامی»شان
و اما
جهانیان که می دانند، سردمداران اسرائیل و رهبران خائن برخی کشورهای مسلمان بدانند، که خونهای به زمین ریخته کودکان و مردان و زنان بیگناه فلسطینی به زودی دودمان آنها را به باد خواهد داد. همین روزها منتظر باشند که در قعر آتش جهنم که خود هیزم آنند بسوزند و خاکستر بشوند و تا ابد در آن جاودانه بمانند.

لختِ خونِ جگر ماست به روی لبشان
کوره‌ی دوزخیان، گوشه‌نشین تبشان
لهجه‌ی عبری و لحن عربی، مکتب‌شان
«نیل» را تا به «فرات»، آنچه که بود، آتش زد
شک مکن؟ ما همه را «مکر یهود» آتش زد
بی‌جگرها جگر حمزه به دندان گیرند
انتقام اُحُد و بدر ز طفلان گیرند
...
خوش‌خیالی است مرامی که اجاقش کور است
مفتیِ نفتیِ این حرمله‌گان، مزدور است
قصه حنجره و تیرِ سه‌پر مشهور است
خار در چشم سعودی شده «بیداریِ ما»
باز کابوس یهودی شده «بیداریِ ما»

ابیات استفاده شده در متن و در پایان مطلب، بخش هایی از سروده جناب آقای احمد بابایی می باشد.
فاطمه فضیلت پور
۱۷:۵۴۲۸
تیر

بعد از شنیدن اخبار می روم کنار پنجره، پرده را کنار می زنم. تابستان، رمضان، در ساعات میانی روز، مردم همه خسته از کار روزانه و با زبان روزه، خسته از گرمای طاقت فرسای تابستان داغ خوزستان، همگی در خواب هستند. خیابان جلوی خانه مان چقدر خلوت است، حتی یک گنجشک هم جرأت پرواز ندارد از داغی هوا، چه سکوتی خیابان را فرا گرفته است، بادی آرام اما داغ، برگ های درختان را تکان می دهد، ماشین ها کنار کوچه پارک هستند بدون اینکه نگران باشند که دزدی می آید، بدون اینکه نگران باشند تانکی از روی آنها رد می شود، ساختمان ها در حال ساخته شدن هستند، لنگ نبودن سیمان و مصالح ساختمانی نیستند، نگران ریختن آهنپاره های وحشی از آسمان هم نیستند، ساخته می شوند و به بالا می روند.

اخبار اما چیز دیگری می گوید، آنقدرها هم که نقشه ها نشان می دهد دور نیست، دیار مردمی که در تابستان، رمضان، در هر ساعتی از شبانه روز، بر سرشان از آسمان باران می بارد، بارانی از آهنپاره های وحشی که کودک و پیر و زن و بچه حالیشان نیست. این مردم خسته اند از کشته شدن، از رنگ خون دیدن، روزه را با صدای گلوله و خمپاره و بمب شروع می کنند و هنگامی که آسمان رنگ خون می شود، ربنایشان، صدای ناهنجار انفجار. ساختمانهایشان تخریب می شود، کودکانشان بر روی دستهایشان جان می دهند، برای رفتن به مسجد باید منتظر دزدیده شدن باشند، و بعد جسد سوخته ی نوجوانشان را از میان جنگل ها پیدا کنند. نماز را در کجا می خوانند؟ مسجدی که دیروز به حمله ی حیوانات وحشی فروریخته است. آری آنجا هم گنجشکها جرأت پرواز در آسمان را ندارند، اما نه از گرما، که از شدت حملات حیوانات وحشی.

خون هر انسان آزاده ای از دیدن اینها به جوش می آید. و در انتظار راهی برای کمک.

فاطمه فضیلت پور
۱۱:۱۴۰۳
خرداد

من در ایام اولیه جنگ نبوده ام. اما شنیده ها حاکی از آن است که صدام می خواست در طول سه روز خوزستان را تصرف کند. ولی برای تصرف خرمشهر که خوب است نقشه و موقعیت جغرافیایی آن را در زیر از نظر بگذرانید 45 روز تمام زمین گیر شد. برای من این یک ارزش است که در آن موقعیت که در سالهای ابتدایی پیروزی انقلاب بودیم، بعد از آنهمه ترور کردن نیروهای انقلابی، ترور کردن مطهری ها و بهشتی ها، بعد از آنهمه درگیری های داخلی ، بعد از آنهمه ی کودتاهای ناموفقی که پیش بردند و به نتیجه نرسیدند، و با اینکه نیروهای نظامی ما هنوز منسجم نبودند، جوانانی که می جنگیدند آموزش نظامی ندیده بودند. ما برای دفاع از خودمان سلاح نداشتیم، با در نظر گرفتن همه ی اینها می بینیم که مردم غیور خرمشهر و همه ی ایران 48 روز ارتش صدام که تا بن دندان مسلح بودند را در پشت دروازه های خرمشهر زمین گیر کردند. کافی است کمی آدم عقل معاشش را به کار بیاندازد! خیلی حرف است. خیلی، من یکی که کپ کردم. و این را یک شکست اولیه برای صدام می دانم که همه ی کرکری هایی که خواند که "سه روزه اهواز را فتح می کنم و هفته آینده در تهران مصاحبه انجام می دهم"، همه باد هوا شد و ملت ایران به ریش صدام خندیدند و 45 روز تمام ارتشی که از طرف همه ی دنیا حمایت می شد پشت دروازه های خرمشهر قهرمان زمین گیر شد. صدام عقل در سر نداشت، دولتهایی که از صدام حمایت می کردند هم عقل در سر نداشتند که بعد از شکست این چنینی جنگ با ایران را ادامه دادند. همانها که هنوز هم بر طبل جنگ علیه ایران می کوبند عقل در سر ندارند، زیرا چنین جنگی علیه ایران با سر رفتن در ته چاهی است که راه خروجی از آن ندارند.

توضیحات تصویر: دایره ی قرمز رنگ موقعیت خرمشهر است. فاصله ای که 45 روز ارتش صدام در آن زمین گیر شد تا مرز ایران را مشاهده بفرمائید. وسعت خوزستان (مرز خوزستان با خطوط قرمز نشان داده شده و خط توپر مشکلی مرز ایران است) را که صدام ملعون فکر می کرد می تواند سه روزه آنرا تصرف کند، مشاهده بفرمائید. فاصله ی خرمشهر تا اهواز (که ارتش صدام هیچگاه موفق به اشغال آن نشد) را مشاهده بفرمائید.

فاطمه فضیلت پور
۱۷:۰۵۲۶
ارديبهشت
احساس می کنم مدتی است موشهای شهرما زیاد شده اند. و از قضا تخصص های جالبی هم دارند این موشها. مثلا خیلی راحت از لوله فاضلاب بالا میروند. تعداد طبقات هم برایشان فرقی ندارد. مثلا خانه ما که سه طبقه از سطح زمین فاصله دارد، لوله های فاضلابش از دست موشهای شهر ما در امان نیست. نکته جالبش اینجاست که از لوله فاضلاب که بالا می آیند، و وارد سرویس بهداشتی -که الان دیگه اعتمادی به بهداشتی بودنش نیست - می شوند، همانجا (گلاب به رویتان) اقدام به تخلیه ی دستگاه گوارششون می کنند. این کارشان برای من انقدر عجیب شده است که جدیدا علاقمند شده ام رباطی به دنیای فاضلاب بفرستم که تصویر برداری ای از آنجا داشته باشد. احتمالا جای بسیار زیبایی باید بوده باشد که موشهای شهر ما دلشان نمی آید با فضولاتشان آنجا را آلوده کنند!!!
از این به بعد هم باید حواسمان را جمع کنیم وقتی وارد سرویس بهداشتی می شویم مزاحم کار موشهای شهرمان نشویم!!!
پی نوشت:
می خواستم بنویسم "جا داره مسئولین واقعا رسیدگی کنند" بعد دوباره گفتم خب واقعا باید به چی رسیدگی کنند!!! موشهای دو پا و خطرناکتری هستند که نیاز به تعقیب دارند بهتر است مسئولین به همان ها رسیدگی کنند. ما خودمان از پس این موشها بر می آییم.
فاطمه فضیلت پور
۱۳:۱۰۱۰
ارديبهشت

این روزها رئیس جمهور محترم ما هرکجا می رود و هرکجا که سخنی می راند، حرف از نقد و منتقدین و تخریب و ... می زند، اینطور به نظر می رسد که حرفهای این و آن بدجوری خاطر رئیس جمهور عزیزمان را مکدر کرده است. شاید هم آرامش ایشان را برهم زده و در کار دولت فقط با حرفهایی که حتی ما هم نمی شنویمشان دارد اختلال بوجود می آید. سوال اینجاست که چرا رئیس جمهور محترم ما نمی تواند بدون درنظر گرفتن حرف عده ای (به قول خودشان) بی سواد، پول گرفته و افراطی و بدون تاثیر دادن حرفهای برخی تخریب ها به برنامه های خود بپردازد؟ (یادآور می شوم که دولتهای قبلی هم همینگونه و در همین شرایط و در همین کشور کار کرده اند) نگرانی ام از این است که این رئیس جمهور محترم که توافق بزرگ قرن را رقم زد نتواند با منتقدین داخلی توافق کند و طرح دوستی با آنها بریزد، و ترسم از این است که در پایان دوره ریاست جمهوری اگر خدایی نکرده، زبانم لال، نتواستند به قولهایی که به مردم داده اند عمل کنند، اگر از ایشان بپرسیم چرا؟ پاسخ دهند نگذاشتند!!!

سوال دوم اینجاست که رئیس جمهور محترم ما که انقدر نسبت به کشورهای 1+5 و دول غربی و برخی کشورهای زورگو انقدر خوش بین هستند و قصد توافق از نوع برد-برد با ایشان را دارند، همان خوش بینی را نسبت به منتقدین داخلی خود هم دارند؟ آیا می توانند توافقنامه ای همچون آنچه با کشورهای غربی امضا کردند را طرح ریزی کنند و با معارضین داخلی خود کنار آمده و طرح دوستی بریزند؟

همین مطلب در رهیاب نیوز

فاطمه فضیلت پور